|
نذار بهت عادت کنم .... جدائی سخته گل من تو میری و یادت میره ...میشکنه تنها دل من نذار بهت عادت کنم ... دچار یعنی موندگار توکه نمیمونی پیشم ... داغت رو دلم نذار کنار عطر روسریت ... نذار بهار و گم کنم نذار که تو شب چشات را فرار و گم کنم نهال عشق و بسوزون تا یه روزی درخت نشه ما که بهم نمیرسیم حتی توی خواب خیال قسمت ما یکی نشد حتی توی فنجون فال باید ازاین دنیا رفت در اینجا همه چیز تکراریست اینجا عشق و محبت مرده اینجا طبیعت مرده باید رفت باید رفت باید رفت به دنیای دگر که محبت باشد من به جای دگری خواهم رفت که در آن عشق به وسعت دریا باشد باید رفت به جای دگر که در آن پنجره دل به روی گل سرخ باز می شود... + نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 12:13 توسط افشار و مهسا |
|
| |||||