|
ديوانه ی تو ام و تو هم بايد،تسکين روح دربدرم باشی می خواهم از حضور تو پر باشد،آغوش خالی ام، بدنم، روحم پرواز در نگاه تو روياييست ،وقتی که باز بال و پرم باشی من چشم های قهوه ايت را هم ،در خواب های هرشبه می بينم شاید توهّميست حضورت و،در اصل توی قلب و سرم باشی من دوست دارمت و تو می دانی،اين را هميشه گفته و می گويم عاشق شدن بهانه ی خوبی شد،تا تو هميشه همسفرم باشی + نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 11:33 توسط افشار و مهسا |
|
| |||||